رمان خدمتکار جذاب من پارت ۲۸

جهت مشاهده پارت ها به ترتیب از اینجا کلیک کنید

یاسین که با لبخند داشت بهم نگاه میکرد و قفل کرده بود چی بگه لب زد:
+ صاحب اختیارین خانوم. کی بتونه حرف بزنه رو حرف شما. فردا زنگ میزنم محسن ماشین بفرسته زینب خانوم.

شادی تو چشمای زینب خانوم برق میزد.
+ یاسین.
– جاااان دیگه چیه.
+ میگم هنوز که سر صبحه درسته؟
– آره خب.
+ پس الان زنگ بزن آقا محسن ماشین بفرسته.

– حالا دیر نمیشه ها.
+ گفتی هرچیییی من بگمممم.
– عجب غلطی کردیما. چشم.
+ زینب خانوم آماده شو. خودمم میام.
* چشم خانوم جان.

– تو کجا میری؟
+ شما با اقا جون میرین بنگاه من تنها بمونم؟
میرم کارای زینب خانومو سریع انجام بدیم قبل غروب اینجا باشیم.
– عاقلان دانند….

زینب خانوم که رفت پریدم بغل یاسین و بوسیدمش.
+ مرسی که گوش دادی.دیگه لازم نیست این بیچاره هر روز این همه راهو الکی بره و برگرده.
تا حالا نرفتی خونش؟

– نه برم خونه خدمتکارم چیکار اخع؟
+ به هرحال زیردستته. باید مواظب زیر دستت باشی شاید شرایطش بد بود.
– از لحاظ مالی تامین کردمشون.
+ اون پولی که میدی خرج شوهر و بچه هاش میشه خب وضع خونه ش…
بهرحال این کارو میتونستی خیلی زودتر انجام بدی.

– درسته عزیزم اما شرایطش نبوده تا حالا.
منم که قبل تو به هیچ فرم آدمی محل نمیدادم.
چپ چپ نگاهش کردم و ازش دور شدم:
+ میرم آماده شم.

لباسامو عوض کردم و بعد از خداحافظی با بابا و یاسین به همراه زینب خانوم سمت خونه ش راه افتادیم.
از شدت خوشحالی داشت بال در میاورد.

+ خیلی راه مونده؟
– با تاکسی زیاد راه نیست خانوم جان. من هر روز با چند تا واحد و خط مترو عوض کردن میرفتم خونه.
پوفی کشیدم و منتظر موندم.
بعد از حدود چهل دیقه بالاخره رسیدیم.

اوف که چقد دور بود. و کجا اومده بودیم.
خیابونای تنگ و تاریک. خونه های گلی و قدیمی.
بعد از پیچیدن تو چندتا خونه بالاخره رسیدیم.

یه در کوچیک آبی رنگ بود.
– بفرمایید خانوم جان.
وارد خونه که شدم با دیدن سر و وضع بهم ریخته خونه سرجا خشکم زد.
شوهر معلولشو که روی ویلچر دیدم سلام کردم.

– مهران. ایشون پریا خانوم. نامزد آقا یاسین که بهت گفتم.
نمیدونی چیکار قراره بکنه.
شوهرش با صدای لرزونی گفت:
* چیکار/؟

– قراره مارو ببره خونشون. بچه هامونو..ـ زندگیمونو. حتی بچه هارو همونجا میفرستن مدرسه میفهمی؟ بالاشهر تو مدرسه خوب با معلم خوب.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا