رمان خدمتکار جذاب من پارت ۲۳

جهت مشاهده پارت ها به ترتیب از اینجا کلیک کنید

#یاسین

پریا دوباره شروع کرده بود به غر زدن.
واسه اینکه اذیتش کنم سرجام ایستادم و گفتم:
+ پریا پنبه داریم؟
برای یه لحظه ساکت موند:

– آره چطور.
یه تیکه بیار لازم دارم.
رفت و بعد از چند ثانیه با یه تیکه پنبه سمتم اومد.
پنبه رو ازش گرفتم و گفتم:
+ خب حالا ادامه حرفاتو بگو.

تا اومد دهن باز کنه پنبه رو توی گوشام چپوندم و زیر لب آخیشی گفتم.
وارد راهرو که شدیم حس کردم پریا نیست.
با برگشتنم سمت عقب و دیدن چهره ی عصبانیش فهمیدم بدجوری رو مخش رژه رفتم.

یک دو سه دوید سمتمو منم پا گذاشتم به فرار.
سریع وارد اتاق شدم و درو بستم.
– بازکن.
+ آروم باش.
– گفتم این دروو باز کن.
+ خب اروم باش تا باز کنم. شگون نداره شب اول نامزدیمون خونریزی شه.

– درو باز کنننننن.
+ باز نمیکنم.
– باز نمیکنی نه؟
+ نوچ. مثلا میخوای چیکار کنی؟.
صداش قطع شد.
چند دیقه ای منتظر موندم و صداش زدم اما خبری ازش نبود.

+ پریا….. پریااا… کجا رفتی؟
تا اومدم در اتاقو وا کنم یهو عین جن زده ها پرید جلوم و درو کوبید سمتم.
با دیدن بطری آبی که تو دستش بود آروم آروم عقب رفتم.

از صورتش شرارت میبارید.
معلوم بود میخواد یه بلایی سرم بیاره.
آروم عقب رفتم تا به دیوار برخوردم.
دستمو سمتش گرفتم و گفتم:

+پریا اون بطری چی میخواد تو دستت؟
– بطری؟ هیچی همینجوری برداشتم آب بخورم.
دستشو آروم سمت تخت برد و وانمود کرد میخواد شیشه رو بزاره.

تا روی تخت نشستم به سمتم حمله ور شد و کل شیشه رو روم خالی کرد.
انقدر آبش سرد بود که عین سگ زجه میزدم.
+ میککششششششمت پریااااا. آخ یخ زدممممم.

هیچی نمیگفت و فقط با صدای بلند میخندید.
با شنیدن صدای سومی اروم شدیم و سمت در برگشتیم:
* چتونه شما نصف شب؟
خودمو جمع و جور کردم و صاف روبه روی آقاجون ایستادم.

+ ببخشید قربان. تقصیر دخترتون بود.
پریا نگاه زیر چشمی بهم انداخت و زیر لب گفت:
– آدم فروش.
+ دیدی آقاجون. تقصیر من نبود .

پریا سر تق سرشو بالا گرفت و با حرص گفت:
– خوب کردم اصن دلم خواست.
با صدای خنده های اقاجون دست از کلکل کردن برداشتیم.
نگاهی بهم انداختیم و دوباره زدیم زیر خنده.

* بسه بقیه شو بزارین برای فردا. خسته این الان شب بخیر.

+- شب بخیر آقاجون.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا