دانلود رمان مقبره لیا بالینک مستقیم و رایگان

دانلود رمان مقبره لیا
قسمتی از رمان »

نفس عمیق کشیدم و در کلاس رو زدم.
کسی از پشت در گفت بفرمائید.
همیشه متنفر بودم از مرکز توجه بودن. اما وقتی وسط ترم دانشگاهتو عوض میکنی… تو هر کلاسی مرکز توجه میشی…
خوشبختانه این آخرین کلاسی بود که امروز باید میرفتیم و متاسفانه دیر رسیده بودم.
آورم در کلاس رو باز کردم اما با دیدن مرد جوون رو به رو مرددد شدم.باستان شناسی رشته ای نبود که استاد های جوون داشته باشه ! اونم از نوع انقدر خوشتیپ برای همین با تردید گفتم
– ام … سلام .. من دانشجوی جدید دکتر دنیل آندو هستم … فکر کنم کلاس رو اشتباه اومدم.
ابروهاش بالا پرید و چشم های نافذ و مغرور رو بیشتر به رخ کشید.
اما گوشه لبش هم با لبخند پیروزمندانه ای پررنگ شد و گفت
-درست اومدین… خانم … لیادیزی… دقیقا هم به موقع اومدین چون داشتیم راجب مقبره لیا صحبت میکردیم.
درست اومدم؟ دنیل آندو واقعا خودش بود ؟ یا یه دانشجو یا جایگزین بود . انقدر درگیر این افکار بودم که متوجه نشدم راجب چی صحبت میکردیم.

با اشاره درستش به سمت صندلی خالی رفتم …/

دانلود با لینک مستقیم

 

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن